السلام علی الحسین(ع)
بعضی وقتها باید به این جمله ی زیبای امام خمینی جامعه شناس بزرگ فکر کرد.
"محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است."
در محرم امسال به این نتیجه رسیدم. ما خیلی کم از معصومین یاد میکنیم. یعضی از مردم (مثل خود من) تنها یاد گرفته ایم که سر ساعات خاصی نماز بخوانیم ، واجبات را انجام دهیم و محرمات را ترک کنیم و گاهی اگر شد اعمال مستحب را انجام دهیم. شاید برای رفع تکلیف باشد. اما باید هر چند مدت یک بار به خودمان بفهمانیم که شیعه هستیم، که 12 امام داریم ، امام عصر داریم و غایب است .
باید بدانیم که ما پیرو راه چه کسانی هستیم. اگر میخواهیم خوب باشیم باید از نیکان گذشته یاد کنیم و پیرو آنها باشیم.
چقدر از امام عصر خود یاد میکنیم. "من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة." هر کس که بمیرد و امام عصر خود را نشناسد ، به مرگ جاهلیت مرده است. چقدر انتظار او را میکشیم. گاهی باید به زیارت امامان معصوم رفت تا یادمان بیاید که قبل از ما خبری بوده. باید به زیارت رفت تا به یاد مظلومیت ائمه افتاد.
اما زیارت چند وقت به چند وقت.
آیا زیارت هر سال یک بار برای همه مقدور است. آیا همه می توانند به کربلا و کاضمین و حتی مشهد بروند.
همه زیارت می کنند. همه حسین را زیارت می کنند در شهر خودشان و در جمع خودشان . هر سال در محرم و صفر است که حسین را زیارت می کنند.
در محرم و صفر همه به زیارت میروند و خوب و بد ندارد. از انسان با ایمان تا گناهکار ، پولدار و فقیر ، نماز خوان و بی نماز ، با چهره هایی کاملا متفاوت همه به زیارت می روند.
حسین (ع) الگوی شهدا است. چرا وقتی که بزرگان ما در راه دین جان دادند ما خودمان را عقب بکشیم. وقتی که می دانیم خداوند با انسان به داد و ستد پرداخته و در مقابل جان کسی که در راه اسلام بجنگد بهشت را بر او عرضه می دارد خود را عقب بکشید.
اولین قطره خون شهید که بر زمین بریزد تمام گناهان او پاک می شود.
این جمله را برای کسانی مینویسم که به معاد اعتقاد ندارند:
"آیا اگر معاد وجود نداشته باشد و بهشت و جهنمی نباشد باز شهید شدن در راه نیکی و خوبی کار پسندیده ای نیست؟ آیا جز این است که شهید جانش را در راه حفظ از میهن و ناموس و نیکی می دهد اما از ما هستند کسانی که جانشان را در حین ارتکاب به جرم و جنایت می دهند."
به این دلیل است که در جنگ برای اسلام چه بکشی و چه کشته شوی پیروز هستی.
اندکی با خود فکر کنیم این نوجوان کم سن و سال اینجا چه می کند ؟؟؟

برای دیدن دیگر عکس ها کلیک کنید.
بِسْمِالله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ
منالمؤمنينرجالصدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضينحبه و منهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا.
«قرآن كريم- الاحزاب آيه23»
سخن گفتن از شهيدي با ابعاد گوناگون، از اسوهاي كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، از شير بيشة نبرد و عارف شبهاي قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است.
سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالكاشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتي نميتوان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم، كه مردان و رهروان راه علي(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادي و معيارهاي خاكي نميشود توصيف نمود و سنجيد.
اين مروري است گذرا و سريع، بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاري شهيد دكتر مصطفي چمران.
دكتر مصطفي چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.
وي تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فني دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشتة الكترومكانيك فارغالتحصيل شد و يكسال به تدريس در دانشكدة فني پرداخت.
وي در همة دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقاتعلمي در جمع معروفترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلي- با ممتازترين درجة علمي موفق به اخذ دكتراي الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.
اشاره: متن زير آخرين نامه شهيد سيدحسين علم الهدي است. اين نامه خطاب به آيت الله خامنه اي (نماينده امام در شوراي عالي دفاع) در دي ماه 1359 پيش از تصرف هويزه توسط نيروهاي عراقي نگاشته شده است.
به نظر من تنها دليلي كه دشمن تاكنون هويزه را تسخير نكرده، اين است كه اگر دشمن سوسنگرد را تسخير كند، هويزه طبعا در اختيارش خواهد بود. لذا دليلي نمي بيند كه نيرو صرف هويزه كند و هويزه را تابع سوسنگرد مي داند، كه هست، ولي اگر دشمن نتواند سوسنگرد را تسخير كند، يقينا به هويزه در طول زمستان قناعت خواهد كرد. اگر به هويزه نرسيم و رسيدگي نشود، درست همانند محاصره سوسنگرد، تعدادي از برادران مومن را از دست خواهيم داد. شرايط فعلي هويزه دقيقا مشابه وضعيت سوسنگرد است، در فاصله زماني محاصره اول و دوم سوسنگرد. البته من به عنوان فرمانده سپاه هويزه ، با 62 نفر پاسداري كه 22 نفرشان غيرمسلحند: تا آخرين قطره خونمان با همان ژ،3 و كلاش دفاع خواهيم كرد.
البته مهمات ما 2 عدد آرپي جي (كه يكيش خراب است) و يك عدد تيربار ژ،3 و 40 عدد كلاش و ژ،3 است .
نيازها:
1 ، 20 فبضه آر. پي . جي
2 ، 40 قبضه ژ،3
3 ، 2 قبضه خمپاره 120
4 ، 6 قبضه خمپاره 60
5 ، 6 قبضه خمپاره 81
6 ، 2 موشك دراگون
7 ، يك دستگاه بيل مكانيكي
8 ، يك دستگاه بلدوزر
پيشنهادات اينجانب سيدحسين علم الهدي، مسئول حفاظت جاده هويزه سوسنگرد و مسئول سپاه هويزه: ما بايد يك خط آتش قوي با استفاده از انواع خمپاره ها و موشك دراگون در دو سمت شمال شرقي وجنوب شرقي هويزه قرار دهيم، به دو جهت: الف: هنگامي كه تانك هاي دشمن در زمان شكست درحال فرارند، توسط اين آتش محاصره شوند.
مانند روز دوشنبه كه تانك هاي دشمن درحال فرار از نزديك هويزه عبور كردند، اما چون ما آرپي جي و خمپاره نداشتيم، نتوانستيم وارد عمل شويم.
ب: اگر دشمن بخواهد هويزه را تبديل به پايگاه زمستاني خود كند و به سوي هويزه حمله ور شود، اين آتش از هويزه دفاع خواهد كرد.
، اطراف هويزه نياز به حفر كانال و خندق و سنگر دارد.
، جاده سوسنگرد هويزه بايد كاملا حفاظت شود، خصوصا در قسمت غربي روستاي ساريه... هويزه رابطه آن با سپاه مشخص گردد.
منبع: اطلاعات
قضاوت تاريخ
تاريخ نويسان زيادي ، اعم از مسلمان و غير مسلمان نوشته اند که : " ازدواج هاي رسول خدا براي شهوتراني نبوده ، زيرا اگر چنين بود آن حضرت در سن 15 سالگي که دوران شور و هيجان جوانان است ، و افکار آنها را تنها داشتن همسري جوان مشغول مي کند با خديجه ، بانويي 40 ساله که نشاط و جواني را در خانه ي دو شوهر سابقش از دست داده بود ، ازدواج نمي کرد.
محمد (ص) نزديک به 25 سال با خديجه در کمال صفا و صميميت زندگي کرد و با اينکه زنان زيباي عرب ، به همسري آن حضرت مباهات مي کردند ولي حضرت حتي يک بار هم با زن ديگري ازدواج نکرد.
بدون شک اگر پيامبر اسلام مرد هوسراني بود ، نمي توانست در اين مدت طولاني ، از همسري زنان جوان خودداري نمايد."
و اما بررسي اين سوال از يک بعد ديگر
بايد اين ايراد کنندگام را استيضاح کرد.
اگر کسي از اين آقايان بپرسد : چه شد که رسول اکرم در ابتداي جواني با بيوه يي سالخورده بسر برد و با زن ديگري ازدواج نکرد ؛ ولي در 10 سال آخر زندگي خود که پيري و حفظ تعادل سياسي داخلي و خارجي اسلام مجال ازدواج به او نمي داد ، به ازدواج هاي متعدد اقدام نمود ؟
آيا نگهداري زنان يتيم دار و درمنده ، خود رياضتي بزرگ نبود؟
آيا معاشرت زنانيکه داراي اخلاق و سليقه هاي گوناگون بودند با عيش و نوش مي سازد؟
آيا زندگي يک مرد کامل که بيش از 50 سال دارد با زن جواني که هنوز حدود و مقام افراد را نمي داند کار آساني بود؟
برای ریباترین گل که زیبایی آن در میان خارها دو چندان شود. گلی که زود تمام بیابان را می گرفت.گلی که به دست آخرین فرستاده اش در زمین قرار گیرد ...
گلی که با ناله های شبانه آبیاری می شود . با غصه ی سیلی هایی که به صورت فاطمه می خورد ، با سینه ی سوخته ی فاطمه ، با خون فرق شکافته شده ی علی ، با رشادت های حسن و حسین ، با خون حسین ، با داغ سینه ی سوخته ی فاطمه ، با غصه ی سیلی هایی که به صورت فاطمه می خورد ،با غصه ی سیلی هایی که به صورت فاطمه می خورد ، با غصه ی سیلی هایی که به صورت قاطمه می خورد .
با ناله های زینب ، با تشنگی حسین .
ابراهیم پسرش را در راه خدا قربانی کرد اما حسین همه ی خانواده اش را، همه ی پسرانش را قربانی می کند تا اسلام را زنده نگه دارد. فاطمه سیلی می خورد تا اسلام زنده بماند. طفل شیر خواره تشنه می ماند تا امروز اسلام در میان ما زنده بماند.
و چه زیباست این گل.
گلی که امروز ما برای آن همت می دهیم ، جهان آرا ، زین الدین ، باکری ، آوینی و باقری می دهیم .
می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم...
این کلیپ فلش را تقدیم می کنم به همه ی دوستان. حجم کمی دارد .
بعد از حدوداً ۱۰ ماه پشت کامپیوتر خودم نشستم. این ۱۰ ماه گذشته همیشه در کافی نت وبلاگم را به روز می کردم مدتی هم به دلیل کارهای دیگری که داشتم حتی فرصت باز کردن آی دی و وبلاگم را هم نداشتم. تا اینکه بعد از کنکور به قم سفر کردم (خونه ی برادر بزرگم ) و حسابی تلافی کردم. حدوداً ساعت ۸ که می نشینم پای کامپیوتر آخر شب بلند می شوم. مادرم هم اینجا نیست که مانع من بشود و بگوید"از دست میری . بلند شو پای این کامپیوتر"
در این مدت سعی کردم که قالب وبلاگم را عوض کنم و وقت زیادی هم روی آن گذاشتم. در حالت عادی متن به صورت افقی در وبلاگ قرار می گرفت چون خودم این سبک را دوست داشتم ولی یکی از دوستان فرمودند که عمودی بهتر است و به همین دلیل از صبح داشتم روی این کار می کردم که بیننده بتواند انتخاب کند که وبلاگ را چگونه تمایل دارد ببیند.
انشا الله بعد از اتمام کار قالب و زمانی که همه ی مشکلات آن را رفع کردم نوشتن را شروع می کنم.
درساخت قالب از CSS استفاده کرده و تا جایی که امکان داشت از حجم آن کاسته ام کیفیت عکس زمینه را هم به همین دلیل کم کردم.
دوستان اگر مشکلات این قالب را در بخش نظرات بگویند من را در بهبود بخشیدن به کیفیت قالب وبلاگ یاری می دهند.
التماس دعا
سال روز آزادسازی خرمشهر را به همه ی دوستان تبریک عرض می کنم.
محمد نبودی ببینی شهر آزاد گشته
خون یارانت پر ثمر گشته
آه و واویلا ، کو جها آرا