بسم الله الرحمن الرحيم
در بند دوم از مطلب قبل در مورد دليل ازدواج حضرت با زينب دختر « جحش » نوشتم که در اين مورد نيز نويسندگان مسيحي تهمت هايي ناجوانمردانه به پيامبر مي زدند.
بعضي از نويسندگان مسيحي در اين قضيه چنان گرفتار کج روي و تهمت زدن شده اند که مي نويسند : رسول خدا عاشق زيبايي زينب شد !!
اين سخن به اندازه اي ناروا و نادرست است که بر خلاف تمام تواريخ معتبر و شواهد عقلي است . زيرا اگر پيامبر اسلام اسير نفس و گرفتار چنين افکاري بود و يا زيبايي و جمال زينب به آن درجه بود که آن حضرت مفتون او گردد ، چرا هنگامي که زينب دوشيزه بود و طراوت مخصوصي داشت و حضرتش هم جوان و با نشات بود به او دل نبست ؟ مخصوصا با توجه به اينکه زينب ناشناخته نبود ، بلکه از بستگان نزديک رسول خدا به شمار مي آمد و معمولا فاميل ، يکديگر را ديده و از زشتي و زيبايي يکديگر با خبرند.
|
+| نویسنده:
سید رضا خاضع در پنجشنبه 26 مرداد1385 و ساعت 10:9
بسم الله الرحمن الرحيم
من در اينجا چندتا از دلايل ازدواج هاي پيامبر را مي نويسم.
1- به خاطر محافظت يتيمان و درماندگان و نگهداري از آبروي کسانيکه قبلا در وسعت و عزت زندگي مي کردند ولي با از دست دادن سرپرست خود آبرو و ايمانشان در خطر بود زيرا قبيله ي آنان ، انها را به سوي خود مي بردند و به کفر و ارتداد مجبورشان مي کردند . مانند سوده که پس از مهاجرت به حبشه شوهرش وفات کرد و بدون سرپرست ماند.
2- به خاطر وضع قانون و کوبيدن سنتهاي غلط جاهليت مانند زينب دختر « جحش » دختر عمه ي رسول خدا که با زيدبن حارثه پسر خوانده ي آن حضرت ازدواج کرده بود و اين ازدواج که به دستور پيامبر اسلام صورت گرفت خود نمونه اي از الغاء امتيازات غلط طبقاتي در اسلام است . زيرا زينب يکي از نوادگان عبدالمطلب بزرگ قريش و زيد از نظر خانوادگي برده بود که به وسيله ي رسول اکرم آزاد گرديد. زينب به خاطر شخصيتي که داشت به زيد بزرگي مي فروخت و به همين دليل زندگي خود را تلخ مي کرد و سرانجام زيد وي را طلاق گفت. پس از آنکه زينب طلاق گرفت پيامبر اسلام به فرمان خدا او را به عقد خود درآورد تا رسمي را که ميان مردم جاهليت بدون دليل و مصلحت رواج داشت از بين ببرد. ( چون آنها پسر خوانده را پسر واقعي مي دانستند و همسر او را نمي گرفتند)
3- به خاطر آزادي اسيران و بردگان . مانند جويريه. جويريه از قبيله ي بزرگ بني المصطلق بود که پس از نبرد با ارتش اسلام مغلوب شدند. پيامبر اسلام با جويريه دختر حارث که بزرگ آنها بود ازدواج کرد . مسلمانها وقتي ديدند که اسيران از منسوبين آنحضرت شدند بسياري از آنها را آزاد ساختند و به قول ابن هشام از برکت اين ازدواج صد خانواده ي بني المصطلق آزاد شدند.
4- به خاطر پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيري از کارشکني هاي آنان و حفظ سياست داخلي .
|
+| نویسنده:
سید رضا خاضع در یکشنبه 22 مرداد1385 و ساعت 7:2
بسم الله الرحمن الرحيم
بعضي اوقات از کساني مي شنوم که ميگويند: چرا تعداد زنهاي پيامبر زياد بود .
اين سوال بر مي گرده به آغاز قرن 18 که نويسندگان مسيحي مبارزه ي جديدي را بر ضد اسلام شروع کردند. آنان مي خواستند مردم را از توجه به آيين اسلام منصرف و نسبت به حضرت محمد (ص) بد بين کنند. به گونه اي که در مورد آن حضرت مي نويسند : "آن حضرت تابع هوي و هوس بود و با آنکه به پيروانش دستور مي داد بيش از چهار زن دائمي اختيار نکنند ، خودش زنان بيشتري داشت." اين نويسندگان مسيحي به خيال خام خود خواسته اند تا شخصيت پامبر (ص) را لکه دار کنند و از پيشرفت و گسترش اسلام بکاهند.
امروز تصميم گرفتم با توجه به چند کتابي که در اين زمينه مطالعه کردم جواب اين سوال را اينجا قرار دهم که به دليل طولاني بودن آن مجبورم آن را در چند قسمت بنويسم.
قضاوت تاريخ
تاريخ نويسان زيادي ، اعم از مسلمان و غير مسلمان نوشته اند که : " ازدواج هاي رسول خدا براي شهوتراني نبوده ، زيرا اگر چنين بود آن حضرت در سن 15 سالگي که دوران شور و هيجان جوانان است ، و افکار آنها را تنها داشتن همسري جوان مشغول مي کند با خديجه ، بانويي 40 ساله که نشاط و جواني را در خانه ي دو شوهر سابقش از دست داده بود ، ازدواج نمي کرد.
محمد (ص) نزديک به 25 سال با خديجه در کمال صفا و صميميت زندگي کرد و با اينکه زنان زيباي عرب ، به همسري آن حضرت مباهات مي کردند ولي حضرت حتي يک بار هم با زن ديگري ازدواج نکرد.
بدون شک اگر پيامبر اسلام مرد هوسراني بود ، نمي توانست در اين مدت طولاني ، از همسري زنان جوان خودداري نمايد."
و اما بررسي اين سوال از يک بعد ديگر
بايد اين ايراد کنندگام را استيضاح کرد.
اگر کسي از اين آقايان بپرسد : چه شد که رسول اکرم در ابتداي جواني با بيوه يي سالخورده بسر برد و با زن ديگري ازدواج نکرد ؛ ولي در 10 سال آخر زندگي خود که پيري و حفظ تعادل سياسي داخلي و خارجي اسلام مجال ازدواج به او نمي داد ، به ازدواج هاي متعدد اقدام نمود ؟
آيا نگهداري زنان يتيم دار و درمنده ، خود رياضتي بزرگ نبود؟
آيا معاشرت زنانيکه داراي اخلاق و سليقه هاي گوناگون بودند با عيش و نوش مي سازد؟
آيا زندگي يک مرد کامل که بيش از 50 سال دارد با زن جواني که هنوز حدود و مقام افراد را نمي داند کار آساني بود؟
|
+| نویسنده:
سید رضا خاضع در چهارشنبه 18 مرداد1385 و ساعت 1:59